جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

391

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

خطرناك نيز از ميان برآمدگىهاى تيز رشتهء البرز عبور و به سمت جنوب غربى در جهت بيابان عظيم مركزى ايران سير مىكند . يادداشت‌هاى من حاكى است كه تقريبا شش ميل طول دارد و يك جويبار آب شور از ته دره جارى است و در كنارهء مجرا ورقهء شفاف نمكى باقى مىگذارد . گاهى گردنه از جلگهء محدودى عبور و سپس بازگشت مىكند . در وسط آن يك بناى قديمى متروك هست با برجهائى هم در هر گوشه و در مخرج غربى بقاياى دو قصر قديمى با برج ديده مىشود و چنين مىنمايد كه آنجا سابقا سخت مستحكم بوده و خوب از آن محل نگاهدارى مىكردند . البته به ميزانى مقدور زمانى كه هنوز توپ اختراع نشده بود و شايد اين خود دليل و شاهدى است كه همان تنگهء معروف كوهستانى عهد قديم بوده و قدرى جلوتر مسافت قارى كه در حدود چهل ميل است به حد كافى قرينهء نظريهء نويسندگان قديم است . ملاحظات متفاوت - از طرفى هم ملاحظهء ديگرى در ميان است كه من نتوانسته‌ام ناديده انگارم كه خود اين تنگه بنابر مشخصات ساختمانى خود به هيچ‌وجه مصداق Pylae يا دروازه نيست و با نظر پلىنى تطبيق ندارد كه نوشت مصنوعا به آن صورت درآورده بودند و در بعضى جاها به حدى باريك است كه فقط وسيلهء نقليهء واحدى امكان عبور دارد و چون از فراز رشته‌هاى فرعى جبال اصلى مىگذرد بعيد مىنمايد كه از ديگر تنگه‌ها شهرت بيشترى كسب كرده و اين همه جالب‌توجه نموده باشد ، بعلاوه مستقيما هم به ناحيهء درياى خزر امتداد ندارد ، بلكه از سلسله‌هاى اصلى البرز جدا مىشود و بنابراين به نظر نمىرسد كه دليل كافى موجود باشد كه همان دروازهء بحر خزر است « 1 » ولى يكى از محظورات اوليهء كار را رالينسن كه در رشتهء كوه‌شناسى ايران هيچ‌كس بصيرت او را ندارد گفته است كه سردر تنگهء همان دروازهء درياى خزر نيست ، بلكه معبر منحصر

--> ( 1 ) - اين اشكال شايد با اين فرض رفع‌شدنى باشد كه اين گردنه مانند خود درياى خزر نامش را از طايفهء خزر كه استرابون بارها ذكر نموده و در آن حوالى مىزيستند گرفته باشد . نام آنها ظاهرا در ناحيهء جاسب واقع در مغرب كاشان محفوظ مانده است .